درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها
  • chelsiafc
  • تنها
  • باران
  • تک درخت عشق
  • تور مشهد ارزان

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خاطره ها و آدرس sarvar.love.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

Alternative content


آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 16
بازدید کل : 8884
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 7
تعداد آنلاین : 1

کد ساعت -->
خاطره ها




عكس جديد
 
 
آسمان را بنگر که بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان ، نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چـــــرا ؟
تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست !
ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آن هایی نیست که خدا را دارند...
ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست !
او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی امید نشانم می داد...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد...
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است...
این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچیــن...
ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند: که خدا هســـت، خدا هســـت
و چــــــرا غصه؟ چـــــرا ؟


یک شنبه 27 شهريور 1390برچسب:, :: 11:47 ::  نويسنده : لیلی

با عرض پوزش به حضور خانمهای محترم

این فقط یه شوخیه :solh:

 

 Wife is like TV

girlfriend is like MOBILE (Cell)

زن مثل تلويزيونه

دوست دختر مثل موبايل

 

 

At home watch TV

go out bring MOBILE

تو خونه تلويزيون تماشا ميكني

وقتي ميري بيرون موبايلتو ميبري

 

 

No money, sell TV

Got money change MOBILE

وقتي پول نداشته باشي تلويزيون خونه ات رو ميفروشي

وقتي پول بدست مياري گوشي موبايل رو عوض ميكني

 

 

Sometimes enjoy TV

but most of the time play with MOBILE

بعضي وقتها از تلويزيون لذت ميبري

اما بيشتر اوقات با موبايل بازي ميكني

 

 

TV is free for life

but MOBILE if you don't pay, the services will be terminated

تلويزيون براي تمام عمرت مجانيه

اما اگه قبض موبايل رو پرداخت نكني ارائه خدمات متوقف ميشه

 

 

TV is big, bulky and most of the time old!

But MOBILE is cute, slim, curvy and very portable at any time

تلويزيون بزرگ و گنده است و معمولا كهنه

اما موبايل خوشگل و باريك و خوشدسته و هميشه ميشه همه جا با خودت ببريش

 

 

Operational cost for TV is often acceptable

but for MOBILE is high and often demanding

معمولا هزينه استفاده از تلويزيون منطقي و قابل قبوله

اما هزينه استفاده از موبايل زياده و هميشه هم بدهكاري

 

 

TV got remote

MOBILE don't have

تلويزيون كنترل از راه دور داره

اما موبايل نداره

 

 

Most important, MOBILE is two ways communication (talk and listen)

but with TV you MUST listen to it (either you want to hear nagging or not)

و مهمترين نكته اينكه موبايل وسيله ارتباطي دوطرفه است (صحبت كردن و گوش دادن )

اما فقط بايد به تلويزيون گوش بدي !چه بخواهي چه نخواهي

 

 

 

Last but not least! TV do not have virus, but MOBILE, yes, they do have VIRUS!

و آخرين نكته اينكه تلويزيون ويروس نداره اما موبايل .....



دو شنبه 21 شهريور 1390برچسب:, :: 12:4 ::  نويسنده : لیلی

چه زيبا ديدگانم اشك می ريزند

در اين آيينه ی صد رنگ

و از مجذور چشمان تو در محراب ابرويت

عجب رنگين كمان های قشنگی در نگاه من می آميزند

تو مثل نور مشهودی

تو در عينی كه در نزديكی ذهن منی، دوري

تو مثل منظومه ی شمسي، پر از اوزان نورانی

تو مثل شعر منثوري

چه قدر از حجم اندوه تو می ترسم

چه قدر از شط گيسوی خروشانت

و مثل بره ای از شانه ي كوه تو می ترسم

به قدري دوستت دارم

كه در اوج نمازم

لانه ی شاهين شبگرد قنوت توست

خمم از حسرتت اما

لبم مهر سكوت توست

و مثل كودكان تشنه لب در ظهر تابستان

نگاه حسرتم بر شاخه های سرخ توت توست

من از مهر تو كين خوردم

واز زلف تو چين خوردم

و از آن لحظه ای كه پا نهادم در ره عشقت

زمين خوردم

چه شيرينم ز شوق اشتياق تو

شدم بلبل،شدم مثل قناری قاری غربت

شدم يك واژه ی خونين

شدم يك آه سرگردان

شدم مطرود عالم در ميان جاده های گنگ و بی پايان

به وصل بی كسی گويی رسيدم از فراق تو.

چرا بعضی برای عشق دل هاشان نمی لرزد؟

چرا بعضی نمی دانند كه اين دنيا به تار موی يك عاشق نمی ارزد؟

بيا از غربت آواز

بيا از دست های التماس عشق

بيا از روی دلداران خجل باشيم

در اين دوران دوری ، عهد خاموش شكستن ها

در اين دل برده دور دل بريدن ها و بستن ها

در اين عصر شقايق كش

كه من يك عمر با آوای خونين چكاوك زندگی كردم

نديدم خواب شيرينی به چشم خسته ی فرهاد

نديدم عاشقی يكرنگ

نديدم پاك بازی پاك...

بيا با خود بينديشيم

اگر روزی تمام جاده های عشق را بستند

اگر غم زد تمام واژه های مهربان ما

اگر يك روز نرگس از كنار چشمه غيبش زد

اگر يك شب شقايق مرد...

تكليف شهادت چيست؟

ومن احساس سرخی می كنم چنديست

و من از شبنم بيشتر خواب نزول عشق می بينم



1 فروردين 1385برچسب:, :: 1:0 ::  نويسنده : لیلی

صفحه قبل 1 صفحه بعد